#خیس_مثل_باران_پارت_155
اما در ظاهر دستمو جلوش گرفتم و مثله بچه تخسا گفتم پول بده....
کیفه پولشو برداشتو یه دسته تراور گذاشت تو دستمو با پوزخند گفت:_ کافیه؟؟؟ اصلا بلدی بشماریش؟؟
من از اون همه پول که تو دستم بود داشتم شاخ در میاوردم اما در ظاهر پوزخندی زدمو گفتم:__ همین؟؟؟ ته پولداریت همینقدره؟؟؟
تراورارو تو هوا تکون دادمو گفتم:_ اینقدر آقای تهرانی؟
با خشم بهم نگاه کردو گفت:_ چقدر میخوای؟؟
شونه ای بالا انداختم و گفتم:_ اندازه خرجی یه ماه زنت...
دوباره کیفه پولشو در آوردو هر چی پول توش بود در آورد و زیر لب کفت:__ نه که زنم خیلی خوب وظایفشو انجام میده...
منم تو دلم گفتم:_ دارم برات
همه ی پولارو گذاشت تو دستم یه کارت اعتباریم گذاشت روشو گفت:_ اگه بازم احتیاج داشتی بگو...
بدون تشکر رفتم تو اتاقو همه ی پولارو گذاشتم تو کیفم...
بعد اس دادم به گیتی که ساعت 2 منتظرشم اونم آدرسو گرفت و تشکر کرد...
به تیپ خودم تو آینه نگاه کردم؛ عالی شده...
ساپورت تنگ مشکی؛ با پیرهن مردونه آستین سرو سفید جذب؛ با یه جلیقه جذب مشکی روش...وای چه چیزی شد؛ کفشای 15 سانتیه مشکیمو پوشیدم؛ دستمال گردن بستم؛ و با گذاشتن یه کلاه کارمو تموم کردم...
الان فقط یه رقص بابا کرم کم دارم؛ نشستم پای میز آرایش حالا باید یه آرایش کامل کنم....
دوره چشمامو سایه مشکی زدم؛ چون پوستم سفیده احتیاجی به کرم ندارم؛ رژ گونه هلویی زدم با یه رژ کالباسی...
دستی تو موهای فر شدم کشیدمو رفتم سمت نشیمن...
آراد برگشت پشتشو یه نگاه گذرا کرد؛ اما همین که سرشو برگردوند دوباره با سرعت روشو کرد سمته من که مطمئنم رگه گردنش گرفت...
romangram.com | @romangram_com