#خیس_مثل_باران_پارت_113
نفهمید چطور شد که بلند شد نفهمید چطور شد که پرید طرفه آرادو محکم بغلش کرد نفهمید چیشد که بین همه اونو بوسید،قسم میخورد نفهمید چطور شد که جیغ کشید:_ تو خوش صدا ترین مردی هستی که تو زندگیم دیدم آرادم باید خواننده شی.....
و همینطوری که رو شنا میدوید این و طرفو اون طرف جیغ میکشید و میگفت باید خواننده شی؛ اما خبر نداشت که مردش به تنها جیزی که فکر نمیکنه خوانندگیه......
***********
1 ساعت بعد
بعد از کلی تعریف و تمجید از آراد و اینکه باید قول بده بازم براشون بخونه بالاخره تصمیم گرفتن برگردن ویلا،،،
فردا صبح زود باید بیدار میشدن و وسایلشونو جمع میکردن و به تهران برمیگشتن برای مدرسه ی غزلو گیسو نازنین....
مریم و غزل بعد از شب بخیر به اتاقشون رفتنو عرفان به اتفاق نازنین به اتاق دیگه ای رفت و در آخر گیسو که بلاتکلیف مونده بود رو اولین راحتی نشست،،
آراد با شیطنت دستشو دور گردنش انداخت و گفت:_ گیسو کمند خوشگل من قصده خواب نداره؟
جاااااااااااااااان؟؟؟ گیسو کمنده خوشگلش؟ آراد کی از این حرفا بلد بود؟ بله دیگه گیسو خانوم حالا هی بلوف بزن بگو جرات!!!
گیسو با لبخند گفت: عزیزم خواب که بعله اما یادتون نرفته که من مریضم....
آراد نچ بلندی گفت و با صدای نسبتا بلندی گفت: اکه هی.... این نمیخواد تموم بشه؟ مگه چند روزس؟
گیسو با خجالت سرشو پایین انداخت و گفت:_ هنوز مونده ولی فردا پس فرداس که تموم شه....
آراد با قیافه پکری شب بخیر گفتو رفت....
همین!!! با این کارش تمامه خوشیه گیسو رو به باد داد؛ با این کارش ثابت کرد که همه ی اینا هوس بوده،
گیسو با بغض به پله ها نگاه کردو زیر لب گفت: آراده هوس باز! میمردی اگه میگفتی تو بغلت بخوابم و تا صبح نازم میکردی؟هه زح خیال باطل آراد کجا و تو کجا؟ چرا فکر کردی عاشقته؟ با یه آهنگ جو گیر شدی؟؟؟
انقد فکر کرد و فکر کردو فکر کرد! که خواب به چشماش غلبه کردو رو همون کاناپه خوابش برد
صبح با صدای دلنواز دریا چشماشو باز کرد؛ اولین چیزی که به ذهنش اومد آراد بود آهنگش شب بخیر سرد دیشب؛چشماشو بستو دوباره باز کرد که این فکرا از سرش بیرون بره؛ بعد از چند بار باز و بسته کردن چشماش تونست به حالت عادی برگرده؛ کمرش حسابی خشک شده بود؛ به ساعت رو دیوار نگاه کرد10 صبح؛ براش عجیب بود که چرا هنوز همه خوابن؛رفت سمته آشپز خونه چایی بخوره که صدایی توجهشو جلب کرد؛ صاحبای صدا غزلو مریمو نازنین بودن؛ پس با این حساب فقط دو تا مردا خواب بودن حواسشو به مکالمه جمع کرد وقتی اسمه آرادو شنید:
romangram.com | @romangram_com