#خیس_مثل_باران_پارت_111
آراد دستاشو روی سیم میکشید؛ صدای سیم های گیتار با صدای امواج دریا؛آرامشی عجیب به دله همه سرازیر میکرد؛هر کسی در فکری بود
گیسو به فکر مرده مغرورش..
آراد در فکره چشمایی که عجیب با روه و روانش بازی میکرد؛
عرفان در فکره نازنینی که براش با همه ی دخترا فرق داشت...
نازنین در فکره چشمای پر التماسه عرفان...
مریم تو فکره دله شکسته دخترش....
غزل تو فکره عشقی که براش عذاب شد و بس...
و کسی خبر نداشت که شاید کمی اونطرف تر یه مرد با چشمای اشکی به تنها عشقش نگاه میکرد....عشقی که دیگه حق لمس دستاشو نداشت و اون مرد کسی نبود جز سهیل!سهیلی که کار هر لحظش دید زدن تنها عشقش از دور بود؛ فقط از دور و چه کسی میدونست که این تنها عذاب برای یه مرده.....
آراد با صاف کردن صداش توجه همرو به خودش جلب کرد و با اخم و جذبه ی همشگیش که لبخند خیلی خیلی کمرنگی هم چاشنیش بود رو به جمع گفت:
خب چی بخونم؟
هر کس نظری میداد
همین خوبه از ابی؛ نه نه نه؛ شادمهر پر پرواز؛ نه نه داریوش و........
هزار تا آهنگ پیشنهاد شد اما چشمای آراد فقط منتظر یه جواب از جانب گیسو بود؛ در حالی که نمیدونست گیسو تو دلش نیت کرده که این آهنگ هر چی باشه برای منه!!!آهنگه منو آراد!!!
بعد از چند دقیقه سکوت مریم گفت:_ پسرم یه آهنگ برای گیسو بخون هر چی خودت خواستی.....
آخ که چقد مریم خانوم برای گیسو دوس داشتنی بود و با این کار دوس داشتنی ترم شد؛ دوست داشت بپره بغلش کنه اما ترجیح داد به چشمای آراد نگاه کنه که به دریا جایی اون دور دورا نگاه میکرد....
بالاخره صدای سیم های گیتار بلند شدو آهنگ تقریبا شادی به گوش رسید:
romangram.com | @romangram_com