#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_401
_نه داداش داره دوربینای خونه رو چک میکنه ببینه تو نبود ما کسی رفته خونه یا نه
بلند شدو گفت:
_ من برم چک کنم براش اون خستس احتمالا
_ نه هامون خسته نیس بخدا... تازه از حموم اومده و سرحاله تا خودش هم چک نکنه
خیالش راحت نمیشه
بشین دستت درد نکنه
توجه همه به حرفای ما بود.. بقیه هم حرفمو تایید کردن... لبخندی زد و نگاهی به هیراد
کرد که با صورتی قرمز سر پایین انداخته بود و گفت:
_باشه عزیزم پس حداقل بیام پیشت بشینم
از کارای دوتاشون و اون لبخند مصنوعیش فهمیدم کاسه ای زیر نیم کاسس
و حدس میزنم که هیراد قضیه رو بهش گفته... نشست پیشم
دستشو دور کتفم حلقه کرد و با لبخندی مصنوعی در گوشم زمزمه کرد
_این کارا چیه؟ بچه شدی؟
خودمو متعجب نشون دادم و مثل خودش آروم گفتم:
_من؟ چیکار کردم مگه؟
_نزن کوچه علی چپ... پاشو برو فیلمو پاک کن
_به من ربطی نداره
_هانا داداشته ها... پاشو برو تو این وضعیت حوصله دعوا ندارم
_باید کتک بخوره تا آدم شه... چرا فقط شوهر من کتک بخوره؟
romangram.com | @romangram_com