#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_284
شلوار مارتینو هم پاش کردم و گذاشتمش توی گهوارش تا بخوابه
انقدر گهواره رو تکون دادم تا طفلک خوابید
گل پسرم خیلی آرومه و اذیت نمیکنه
خیالم ازش راحت شده بود
کشو قوصی به خودم دادم وکنار میلاد دراز کشیدم
امروز از ساعت مارتین بیدارم کرده بود و دیگه نخوابیدم
خیلی خستم
روی شکم خوابیدم و گفتم:
_میلاد؟
_هوممم؟
_هوم چیه! بگو جانم
_جانم خانومم
_ کمرمو ماساژ بده خستم
بدون حرف نشست و شروع کرد به ماساژ دادن کل بدنم
پنجه هاش طلا بودند و کل خستگیم رفع شد
چون اهل کار کردن و فعالیت زیاد نبودم این بچه داری از پا درم می اورد.
باز خوبه مارتین آرومه وگرنه میخواستم چیکار کنم!
بخاطر همین هم هرچی میلاد میگفت نمی رفتم خونه
_ممنون بسه دیگه. همه خستگیم در رفت
romangram.com | @romangram_com