#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_270

این کارا که دیگه سهله
نمیدونم نگاهم رو چی تعبیر کرد که لباش رو روی لبام گذاشت
و آروم آروم شروع به ب-و-س-یدنم کرد
گر گرفته بودم


هم از خجالت
هم از هیجان
کی باورش میشه با وجود داشتن یه بچه این اولین ب-و-س-مون باشه
کی باورش میشه که هنوز ما هیچ معاشقه ای با هم نداشتیم و این اولین بارمومه؟
اون می-ب-و-س-ید و من عین ماست مونده، و سرمست از عطر تنش بودم
گرمم شده بود
فقط تونستم دستم رو دور گردنش بندازم و چشمام رو ببندم


وقتی بعد ازچند دقیقه ازم جدا شد جرئت سربالا کردن رو نداشتم
ولی با صدای خندش متعجب سر بلند کردم و سوالی نگاش کردم
موهامو نوازش کرد و گفت:
_میدونستی عاشق خجالت کشیدنتم؟
لبخند خجولی زدم که ادامه داد:
دقیقه هم نشد انقدر قرمز کردی ها _
حیف باید ببرمت مارتینو شیر بدی



romangram.com | @romangram_com