#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_242

نمیتونی خرمون کنی چون از صورت هانا معلومه مال قبل از ازدواجتونه.
گوشی رو از دستش گرفتم و نگاه به صفحش کردم


از چیزی که میدیدم خشکم زد
عکس نیمه برهنه ی منو هانا روی تخت بود
مال شب تولدم بود. راست میگفت. از حالت صورت دخترونه ی هانا و موهای رنگ نشدش
تابلو بود که ماله قبل ازدواجمونه.
و این کار کسی جز نسترن نبود
نمیتونستم انکار کنم
الان هم نمیتونستم چیزی توضیح بدم واسه همین کلافه گفتم:
_حقیقت چیزی نیس که شما دارین می بینین. این عکس رو انکار نمی کنم ولی همه چیز
این نیس، الانم فقط سلامتیه هانا برام مهمه
دیگه نمیخوام هیچی بشنوم


اگه دقو دلیتونو هنوز خالی نکردین بزارین وقتی هانا بهوش اومد هر کاری خواستین
بکنین...
نمیدونم از عجز صدام بود که چیزی نگفت و کنار کشید یا با یاداوری هانا نگرانش شده
بود
زمان از دستم در رفته بود، نمی دونم چند دقیقه یا چند ساعت گذشته بود که دکترش به
همراه چندتا دیگه از اتاق بیرون اومد.
دویدم سمتش
_ خانم دکتر زنم خوبه؟ پسرم چی؟

romangram.com | @romangram_com