#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_214


پیاده شدیم و داخل رفتیم
_ هانا حالا حالاها بیدار نمیشه. برو تو کمد لباس بردار برا خودت راحت باش
آش هم گرفتم سر میزه صبحونتو بخور
_جایی میخوای بری انقد سفارش میکنی؟
_ نه. میرم یکم ورزش کنم
سر تکون داد و رفت سمت اتاق پیش هانا.
هنوز لباسای دیشبش تنش بود و احتمال میدم اذیتش کنن برای همین گفتم بره لباس
عوض کنه.
خودمم رفتم توی اتاقی که وسایل ورزشیم اونجا بود.


هر روز همینجا ورزش میکردم
رفتم سمت تردمیل و روشنش کردم و شروع کردم به راه رفتن
یه ساعتی ورزش کردم و حسابی خسته شدم
بخصوص که شب هم نخوابیدم.
روبه روی اتاق ورزش سرویس بهداشتی بود
یعنی نزدیک در ورودی
همونجا یه دوش گرفتم و حوله به تن بیرون اومدم.
وارد اتاق که شدم دیدم مینا هم کنار هانا خوابیده. آروم و بی سروصدا لباس پوشیدم و
بیرون رفتم.
بعد از خوردن یه صبحونه ی مفصل رفتم بالا توی اتاق قدیمیم خوابیدم



romangram.com | @romangram_com