#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_201

سمت کیفم رفتم و گوشیمو بیرون کشیدم) روز بعد از برگشتن شمالمون میلاد گوشیمو
برد تعمیر و وقتی دید دیگه بدرد نمی خوره آخرین مدل همون برند رو برام خرید(


زنگ زدم بهش ولی جواب نداد
چندین بار زدم ولی دریغ ازاینکه جواب بده
این موقع شب اتفاقی براش نیوفته؟
سردرگم و نگران توی اتاق چرخ میزدم و منتظر بودم برگرده. دلم شور میزد...
خسته بودم و زیر دلمم تیر میکشید
لباسامو کندم و یه پیرهن حاملگی تا روی زانو پوشیدم و رفتم توی سالن نشستم
دلم آشوب بود و پسرم لگد میزد
اونم نگران باباش شده بود


نمیدونم چقدر تو همین حالت بودم که روی همون کاناپه خوابم برد
ولی چه خوابی..
مدام خواب میلادو میدیدم
نگران بلند شدم
فقط یه ساعت تونسته بودم بخوابم
ساعت : بود
باز شماره ی میلاد رو گرفتم
بعد از دوبار زنگ زدن بلاخره برداشت
_چیه؟


romangram.com | @romangram_com