#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_171

صدامو صاف کردم تا متوجه اومدنم بشه
سرش رو بلند کرد و با دیدنم بلند شد وخواست بره بیرون که مانع راهش شدم
_کجا؟
با لپ های سرخ شده جواب داد:
_برم بالا
_ناهار خوردی؟


_نه
_خودت درست کردی نمیخوای امتحانش کنی؟
_سیرم
سرش رو بالا آوردم . سرخ شده بود و توی چشمام نگاه نمیکرد
دهن باز کردم چیزی بگم که صدای آیفون اومد
بیخیال شدم و رفتم سمت آیفون
خانواده ی هانا بودند دکمه رو زدم و درحیاط باز شد
_به جای رنگ به رنگ شدن، بیا اینجا، خانوادت اومدن...
خودمم رفتم در ساختمون رو باز کردم و منتظرشون شدم


همینکه نزدیکم شدن
_هانا کو؟
_کجاس دخترم؟
_پیداش کردی؟
خب اگه پیدا نمیشد من انقد راحت جلوتون مونده بودم؟

romangram.com | @romangram_com