#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_134

_دهن منو وا نکن که جلو همه آبروتو میبرم ها
_وا کن ببینم چیکار کردم؟خودش اومد به من چه؟
چشم غره ای بهم رفت و کمی ازم فاصله گرفت. چیزی نگفتم و به آتیش رو به روم خیره
شدم
آراد_خب چی بخونم؟
هرکس یه نظری داد که بی توجه به بقیه ترانه ای از فرامرز اصلانی خوند.


خب برادر من توکه به حرف کسی گوش نمی کنی چرا نظر میگیری!؟
با صدای زیباش شروع کرد:
_اگه یه روز بری سفر … بری زپیشم بی خبر
اسیر رویاها میشم … دوباره باز تنهامیشم
به شب میگم پیشم بمونه … به باد میگم تا صبح بخونه
بخونه از دیار یاری …چرا میری تنهام میذاری
اگه فراموشم کنی … ترک آغوشم کنی


پرنده دریا میشم …
تو چنگ موج رها میشم
به دل میگم خواموش بمونه … میرم که هر کسی بدونه
میرم به سوی اون دیاری … که توش من رو تنها نذاری
اگه یه روزی نوم تو تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که منُو مبتلا کنه
به دل میگم کاریش نباشه … بذاره درد تو دوا شه

romangram.com | @romangram_com