#خواستگاری_یا_انتخاب_پارت_92
عجب خري م من؟! چرا فرار می کنم؟!
« بعد بر می گرده طرف دخترا و با دستش و انگشتاش، عدد 4 رو نشون می ده و م یگه »
نفرات اول تا چهارم عقدي ن و بقیه صیغه ! از اول باهاتون طی کرده باشم تا بعدا توش
حرف در نیاد !!!
قسمت دوم:
سرگذشتي رو كه ميخوايد با كسب اجازه از كسانيست كه در ان نقش عمده داشته اند.
داستان شباهت زيادي با فيلمنامه ندارد اما در پايان شايد شنايي بر خلاف جهت جريان رو دخانه باشد كه همان دليل پذيرش نگارش من بوده است!
اين كتاب را براي اگاهي خوانندگان عزيزم نوشتم چون در بعضي از رسانه ها و برخي مصاحبه ها از من نامي به ميان امده است!
امروز كه تصميم به نوشتن اين كتاب گرفتم طي تماسي با اين تماسي با اين دوست عزيز براي كسب اجازه متوجه تمايل او نيز براي نگارش در اوردن اين سرگذشت عجيب و جالب شدم!
و شايد اخرين سخن او انگيزه ي مرا قوي تر كرد:
"بنويس ، بنويس شايد ؛ يعني حتما اميد به خدا و قدرت و مهربونيش رو تو دل جوونا زياد مي كنه!!!!
::::::مقدمه:::::::
-نمي دونم بايد از كجا شروع كنم؟ اولين باره كه ميخوام زندگيم رو براي نوشتن يعني كتاب شدن تعريف كنم!يعني اگه دفعه اولم نبود خودم مي شدم نويسنده!
"بعد يه خنده بلند و طولاني و گفت"
-پول تلفنت زياد ميشه ها!
romangram.com | @romangram_com