#خواستگاری_یا_انتخاب_پارت_55
آهان! از این نظرسنجی هاس! مال تلویزیونه؟!
فریبا : نخیر! چرا متوجه نیستین؟! من می خوام شمارو براي خودم بگیرم!
« خنده از روي لب پسره محو می شه و می گه »
مامورین؟! من کاري نکردم که بگیرن م!!
« بعد این ور و اون ورو نگاه می کنه و دوباره می خنده و می گه »
دوربین مخفی یه!
« فریبا که عصبانی شده، سرش داد می زنه و می گه »
زهر مارو دوربین مخفی یه! کو دوربین ؟! تو اصلا اینجاها دوربین می بینی؟!
« پسره این ور و اون ور رو نگاه می کنه . دوباره می خنمده و می گه »
دوربین مخفی یه! تو کیف تون کار گذاشتین!
فریبا : اگه یه بار دیگه بگی دوربین مخفی یه، همچین می زنم تو دهن ت کخ دندونات
بریزه تو دهن تآ! مثل آدم واستا و هر چی ازت می پرسم جواب بده!
خنده از صورت پسره می ره و یه نگاه به شهره که دیگه نزدیک فریبا شده می کنه. »
« وقتی موبایل رو دستشمی بینه، کمی می ترسه و عقب عقب می ره که فریبا می گه
نترس! فقط چنئ تا سوال ساده س!
« پسره پا میذاره به فرار که فریبا به شهره می گه »
بزن به مریم! بهش بگو سوژه فرار کرد! راشو ببنده!
شهره تو موبایل حرف می زنه. دوربین مریم و نشون می ده. اونم موبایل در گوش شه و »
romangram.com | @romangram_com