#خواستگاری_یا_انتخاب_پارت_138

‏-آخه خودمم دلم می خواد برگردم!
‏-جدی میگی؟!
‏-آره!به رامین قول دادم!قول دادم تا پول جمع کردم زود برگردم پیشش!
‏-حیفه ها!دیگه ممکنه این موقعیت آ دست نده!
‏-هر چی که تو بگی شهرزاد جون!اما اونام تنهان!
خندید و گفت:دیگه می خوای چیکار کنی؟!
‏-من فقط یه مقدار از این پول رو می خوام!انقدری که پدرم آزاد بشه و یه آپارتمان کوچولوام بخریم و یه سرمایه ای برای پدرم که بتونه باهاش کار کنه!
‏-پس بقیه ش چی؟!
‏-همه ش مال توئه!
‏-مال من؟!برای چی؟!
‏-باعث تمام اینا تو شدی!
‏-واقعا" که دیوونه ای!ترو خدا از اینجا رفتی،یه وقت یه همچین دیوونه بازیایی در نیاری آ !
‏-این واقعا" دیوونه بازی نیس! شوخیم نکردم!تعارفم نمیکنم! واقعیت همینه که گفتم!من یادم نمیره که تو چیکارا برام کردی! اونم تو لحظاتی که واقعا" امیدم رو از دست داده بودم!
‏-خبه!خبه!من اونطوریم کاری نکردم!
‏-چرا شهرزاد!من تمام عمرم از تو و پدر و مادرت و سیامک ممنونم و همیشه مدیونتونم! فردا میریم این پول رو،اگه بهمون دادن میگیریم و من همون حدود صد هزار دلارش رو ورمیدارم و بقیه ش رو میدم به تو!مبارکتون باشه! من همون برام کافیه!
شهرزاد یه نگاهی بهم کرد و بعد از جاش بلند شد و اومد بغلم کرد و گفت:عجب روح بزرگی داری روشنک!من بیخودی برای کسی کار نمی کنم!در مورد توام اشتباه نکردم!
از همون شب شادی برای من شروع شد!سه تایی با همدیگه می گفتیم و می خندیدیم!شبم چقدر راحت و خوب خوابیدم! همون شب شهرزاد اول به رستوران زنگ زد و گفت که دیگه من اونجا نمیام!جریان رو براش گفت!صاحب رستورانم که واقعا" آدم خوبی بود پای تلفن گریه ش گرفت!آدم وقتی یه همچین چیزایی رو می بینه که به معجزه بیشتر شبیه تا واقعیت، تحت تأثیر قرار می گیره!بعدش با پدرش تماس گرفت!البته همون شب،قبل از اینکه من از رستوران برگردم خونه،جریان رو به پدرش گفته بود اما دوباره بهش زنگ زد چون فردا می خواستیم پول رو تلفنی حواله کنیم ایران!
فردا صبحش رفتیم همونجا که مثل یه بنیاد خیریه بود!بدون هیچ کاغذ بازی و این حرفا،بلیت رو ازمون گرفتن و چکش کردن و بلافاصله حواله یه میلیون دلار رو دادن به من. ماهام بردیم بانک و ریختیم به حساب شهرزاد و از همونجا صد و پنجاه هزار دلارش رو به صورت چک گرفتیم و رفتیم به صرافی که آشنای سیامک بود و تلفنی حواله کردیم تهران و پدر شهرزاد رفت و پول رو برد دادگاه و پدرم رو آزاد کرد!البته پدرم پس فرداش آزاد شد!

romangram.com | @romangram_com