#خانه_وحشت_پارت_133
-میکشمشون.
- (ترانه.)
بعدازحرکتمون رامین رفت پیش حسام اما حس میکردم کسی پشت سرمه,بی اختیار دستم ازدست شیدا آزادشدو به ثانیه نرسیده دیدم کسی پیشم نیست و تو یه جای تاریکم.
-شیدا....رامین..کجایین؟
-هیسسسس
این دیگه کی بود؟
-من کجام؟کی اینجاست؟
-نترس عزیزم من کنارتم.
ازصدای خیلی نزدیکش لرزم گرفت.
-توکی هستی؟
-به این زودی منوفراموش کردی؟
دوباره اون صدا توی گوشم پیچید,خودش بود.
romangram.com | @romangram_com