#کسی_پشت_سرم_آب_نریخت_پارت_142

نخستين بار بود كه از من مي خواست اين كار را انجام بدهم . در فاصله كمي از او پشت ميز ايستادم . س از حضور و غياب دفتر را بست و گفت:" بايستيد تا درس هفته پيش را از شما بپرسم ."



از رفتارهاي عجيب و غريبش هول شده بودم ! انگار هيچ چيز يادم نبود . كدام در س را مي پرسيد؟ چرا دستپاچه شده ام ؟ من كه ديشب تا ديروقت داشتم درس مي خواندم .



" بيت دوم را معني كنيد؟"



هر چه قدر به بيت دوم خيره شدم معني اش يادم نيامد .



" بيت چهارم؟"



خداي من . چرا اينقدر خنگ شده ام .



"بيت آخر ؟"



romangram.com | @romangram_com