#کسی_پشت_سرم_آب_نریخت_پارت_141




ترانه گفت:" چرا ما با هم جايمان را عوض كرديم."



" شما جايتان كجا بود ؟"



عجيب بود كه جاي مرا دقيق مي دانست و جاي ترانه را به خاطر نمي آورد . نگاهي عميق به من انداخت و گفت:" دوست ندارم سر كلاس من هيچ جابه جايي صورت بگيرد ... برگرديد سر جايتان ."



نگاهم به ديده پر تمناي سارا بود كه نگران آن دو بيت بود ولي چاره اي جز اطاعت نداشتم و گفتم:" چشم همين الان ."



وقتي سر جام نشستم هنوز نگاهش به من بود .



" لطفا بياييد و حضور و غياب كنيد . "




romangram.com | @romangram_com