#کنیزک_زشت_من_پارت_72
نازگل هم دهنشو باز کرد و وقتی خورد دستش هم گاز گرفت نمیدونم چقدر محو اونا بودم که پیمان گفت : بابا از این عشقولانه بازیا رو برین تو خونه بکنین جلوی 5 تا ادم مجرد نشستن دارن لاو میترکونن خب مام ادمیم دلمون خواست ببین این بچه چجوری نگاتون میکنه ..... اخی عمو من ازت دورم وگرنه خودم میذاشتم دهنت
لبخندی زدم و چیزی بهش نگفتم و دوباره مشغول شدم که رسا سقلمه ای زد نگاهش کردم که یه تیکه کباب با دست برداشت و نزدیک دهنم اورد از این ادم وسواسی که همه چیزو با کارد و چنگال میخورد بعید بود گذاشت دهنم و خوردم خواستم اذیتش کنم منم با دست یه تیکه برداشتم و گفتم : بخور
فکر کردم نمیخوره چون الان به نظر اون دستای من خود میکروب بود ولی با لبخندی سرشو جلو کشید و کبابو خورد دستم هم گاز گرفت یه آی کوچیک از دهنم دراومد که یهو پیمان گفت : اهم اهم .... قضیه داره منکراتی میشه ... اقایون خانما .... کم کم بهتره جل و پلاسمونو جمع کنیم بریم وگرنه امشبو میریم تو بازداشتگاه میخوابیم .... بهتره هر کی بره رو تخت خودش و تو اتاق خودش بگیره بخوابه
همه خنده اشون گرفته بود جز پری فک کنم اتفاق چند لحظه قبلو دیده بود که مث قاتلا به من نگاه میکرد مطمئنا اگه تنها بودیم یه زد و خورد حسابی با هم داشتیم خلاصه بعد از چند دقیقه ای که دور هم بودیم همگی قصد رفتن کردیم از همدیگه خداحافظی کردیم و قبل از رفتن قرار شد یه روزی بریم دیزین برف بازی و کوهنوردی هر کسی به طرف ماشین خودش رفت سوار شدیم و به سمت خونه حرکت کردیم تو راه حرفی نمیزدیم که یهو گفت : اون رفتارا لازم بود ..... تو هنوز هم همون کنیزک زشت خودمی
با تعجب نگاهش کردم که با لبخندی نگاهم کرد و گفت : برای اینکه پری رو از سر خودم باز کنم لازمه ....... من اونو نمیخوام به پیمان هم گفتم ولی میخوام خودش بفهمه ... و تو تنها راهشی
برای یه لحظه بدنم یخ کرد یعنی منو بازیچه ی خودش قرارداده بود ؟ سعی کردم به خودم بیام با ارامش گفتم : منم همچین کشته مرده ی تو نیستم ... جلو اونا باید نقش بازی کنم وگرنه حالم از تو و اون وسواس بیخودت بهم میخوره ..... زشت هم خودتی .... با این چشای ورقلمبیده ی سبزت .... اتفاقا تو و این عجوزه خیلی هم به هم میاین
که ایشالا هر دوتونو با هم تو یه روز خاک کنم ... اینو دیگه تو دلم گفتم اما این بار اون بود که با تعجب و دهن باز نگام میکرد با عصبانیت گفت : من زشتم ؟ من چشام ورقلمبیده و سبزه ؟ اولا که چشمای من عسلیه و گاهی سبز و گاهی و هم قهوه ای میشه در ثانی اگه زشت بودم که این همه دختر دور وبرم خودشونو واسه من نمیکشتن
ا راست میگی ؟ پس چطور من شامل اون دخترا نمیشم ؟
تو هم شاملشون هستی خانم ... خودت نفهمیدی هنوز
ببین باز داری کاری میکنی که بگم شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه .... برو عمو ... من از ادمای وسواس سوسولی مث تو اصلا خوشم نمیاد
اره .... تو که راست میگی
خب معلومه من اصلا دروغ بلد نیستم
دیگه هیچ کدوم حرفی نزدیم سرمو به سمت شیشه برگردوندم و تظاهر به بی محلی کردم اونم پخش ماشینو روشن کرد اهنگ من و تو از فرزاد فرزین بود ...........
منو تو تنهاییم آدم و حواییم
romangram.com | @romangram_com