#کنیزک_زشت_من_پارت_140
قلبم تند تند میزد نمیدونستم امشب قراره چی بشه ولی هیجان زیادی داشتم از ارایشگاه خارج شدیم رسا در حالی که سرش زیر بود و دسته گل سفیدی دستش بود جلوی در قدم میزد که با شنیدن صدای ما سرشو بلند کرد و با دیدن من برای چند لحظه سر جاش میخکوب شد نگاهی به سر تا پاش انداختم هیچوقت اینقدر شیک نمیکرد کت و شلوار اراسته و کراوات بادمجونی و موهای فشن و یه وری و البته گریمی که کرده بود برق چشماشو بیشتر نشون میداد قدم به قدم نزدیک میشد تا اینکه روبروم ایستاد و گفت : س... سلام
سلام
نمیدونم چرا با دیدنم خجالت کشید و قرمز شد حالتی که هیچوقت ندیده بودم سرشو زیر انداخت که نازگل گفت : رسا نمیخوای گلو بدی ؟
با دستپاچگی نگاهم کرد و گفت : ببخشید ... یادم رفت
گلو دستم داد و در حالی که دستشو دور کمرم مینداخت به سمت ماشین حرکت کرد درو برام باز کرد و هر دو سوار شدیم توی راه دائم نگاهش به من بود که کلافه گفتم : بابا جلوتو نگاه کن به کشتن میدیمونا
نه عزیزم ... من حالا حالا ها قصد مردن ندارم ... تازه از امشب زنده میشم
با این حرف هم خجالت کشیدم و هم اضطرابم بیشتر شد و نگاهمو دزدیدم که گفت : حالت بهتر شد ؟
ها ؟ اره
من که فک نمیکنم .... اصلا نمیدونم چت شده
هیچی
به خونه ی رسا رسیدیم قرار بود جشن اونجا برگزار بشه همه منتظر ما بودن و مریم خانم با دیدنم اسپند دود کرد و نقل روی سرمون پاشید و همگی داخل رفتیم وقتی نشستیم خطبه عقد جاری شد و بعد از مسخره بازیای نازگل جواب بله رو دادیم و مهمونا برای تبریک جلو اومدن که در کمال تعجب خانواده ی عمو هم بودن که اولین نفر عمو جلو اومد و با هر دو روبوسی کرد و ارزوی خوشبختی کرد بعد از اون پیمان جلو اومد و لبخندی زد و رو به رسا گفت : دیوونه ی خر رفاقتمونو داشتی خراب میکردیا مردشورتو ببره .... فقط بشنوم از گل نازک تر بهش گفتی .... خونت پای خودته .... در ضمن دختری عموی من خیلی هم خوشگله یه بار دیگه بفههم بهش گفتی کنیزک زشت صورتتو خط خطی میکنم
رسا در حالی میخندیدبغلش کرد و گفت : خیالت راحت .... من از جونم هم بیشتر دوسش دارم ملکه ی خوشگل منه ... کنیزک دیگه کیه
نگاهی به من کرد و گفت : خوشبخت بشی دختر عمو هر وقت کاری داشتی میتونی مث یه داداش رو من حساب کنی
لبخندی بهش زدم و بعد از اون پری جلو اومد نگاهی به من کرد و گفت : خب .... خب من یه کم خودخواه بودم .... یه کم که نه .... خیییلی ولی ....امیدوارم خوشبخت بشین
دلم براش میسوخت خب اون هم حتما رسا رو دوست داشت ولی امیدوارم هر چهزودتر کسی رو جایگزین رسا کنه و ازدواج کنه
پری که رفت احساس کردم رسا به یک نقطه خیره شده که رد نگاهشو گرفتم و به یه زن مسن ولی شیک رسیدم چشماش کپی برابر اصل رسا بود اخماش در هم رفت که گفتم : رسا چی شده ؟ این خانم کیه ؟
romangram.com | @romangram_com