#کلاغ_پر_گنجشک_پر_پارت_270


خب بیاین بالا و توی اتاق من استراحت کنید.



چشمانش برقی زد وبا تردید جوابم را داد:

پس خودت چی؟

آب دهانم را فرو دادم:

خب من خوابم نمی آد فقط می خوام خستگی در کنم که اونم می شه توی اتاق مهمان خوابید.



سری تکان داد و از جایش پیاده شد و سمتم آمد:

بریم.

کلید را در آورده و درب را باز کردم و کمی کنار رفتم:

بفرماین.

_ برو تو می آم.

بی حرف سمت آسانسور قدم برداشتم و دکمه مورد نظر را زده ومنتظر کیارش شدم.



در دستش کت وشلوار تمیز دیده می شد که از دستش گرفتم:

من براتون می آرم.




romangram.com | @romangram_com