#کلاغ_پر_گنجشک_پر_پارت_237
پس خواهرکیارش کتی چی می شه وقتی نامزدش یاشار رذل اینقد بی پروا به منشی برادر نامزدش پیامک می ده؟
کلافه وسرگردان شالم را کندم و خرمن موهایم را چنگ زدم و از ته دل مادرم را صدا زدم:
مامان نرگس کمکم کن.
بدجوری توی مخمصمه گیر کردم.
شب را گرسنه سربه بالین نهادم و صبح باچشم های پف کرده و صورتی درهم آماده شدم و تابرای دانشگاه آماده شوم.
همزمان که مانتوام را می پوشیدم شماره دایی راهم گرفتم:
بردار برادر.
_ الو؟
- الو دایی جان؟
خواب آلود: تویی ارغوان؟
خوبی کجایی؟
پلکی زدم:
خونه تون ولی شماها نیستین که؟
متعجب شد:
اونجایی پس بچه ها چرا چیزی نگفتن.
بی حوصله سرم را دورم چرخاندم:
romangram.com | @romangram_com