#کلاغ_پر_گنجشک_پر_پارت_167
- مگه مریضی؟
_ نه اما مزه داره اذیت کردنت.
صدایش هم مرا هوشیار می کرد و دلم...
- اینجا؟
نگاهم را تا بالا سُربردم و به او که نافذ و جذاب بهم می نگریست خیره شدم.
_ از وقتی اومدی همش توچُرتی؟
خدا ببین من دارم چی می کشم.
خمیازه کنان پلکی زدم و پشت به او بالشت را دربغل فشرودم.
- حالا چرا اومدین پیش من؟
نفسش را کلافه رها کرد:
از دست این دختره هی دنبالم میاد و نمی ذاره راحت باشم.
دوباره خمیازه ای کشیدم و دست روی دهان نهادم:
کی رو می گی؟
دستی توی موهایش زد و به عقب کشید:
همون الهه دیگه.
باشنیدن نامش حسادت عجیبی بر دل نازکم پیچید.
- اون؟
romangram.com | @romangram_com