#جنون_انتقام_پارت_172

تخت نشستم...دقیق ترگوش کردم...خودش بود ...صدای خنده های آرام....چی باعث شده اینقدر خوشحال بشه وبا این صدا بخنده.....ازروی تخت بلند شدم وبی

صدا در اتاق روباز کردم وپشت در اتاقش ایستادم...از شنیدن صدای آرش ناخوداگاه دستام مشت شد وگره بین ابروهام کور شد....یعنی چی آرام هنوز زن منه

وداره با مرد دیگه اینطورمیگه ومیخنده.....دلم میخواست دروبازکنم ویک مشت تودهن آرش بزنم یکی هم تودهن آرام که اینطورصدای خندش رو روی سرش

گذاشته....اما خودمو کنترل کردم نباید با خشم وعصبانیت همه چیزرو خراب کنم....باید یک فکر دیگه ای بکنم....راهی پیداکنم که آرام دوباره بهم

برگرده....دوباره به اتاق برگشتم باید حساب شده عمل کنم...چیزی که مال منه رو بدست میارم حالا تا هروقت که بخواد طول بکشه.....پشت دراتاق ایستادم

وگوش کردم تا وقتی صدای خنده ها قطع شد...دوباره روی تخت نشستم اما تمام تنم گوش بودومنتظررفتن آرش شدم...چهل دقیقه ای طول کشید تا بلاخره

صدای پاش اومد که به طرؾ پله هامی رفت...به سرعت ازروی تخت بلندشدم ودراتاقم روباز کردم وخودم رو به آرش رسوندم...بازوش رومحکم تودستم

گرفتم وبطرؾ اتاقم کشیدمش...آرش که ازاین حرکت من شوکه بودبی حرؾ دنبالم اومد...وارداتاق شدم ودروبستم....آرش ومحکم به دیوارکوبیدم ویقش رو

گرفتم...آرش که ازتعجب چشماش گردشده بوددستاش روبه حالت تسلیم بالا برد...

آرش:چیه؟؟؟چته تو دیونه؟؟؟؟حالت خوبه؟؟؟؟چرا اینطوری میکنی؟؟؟

_آرش ماباهم نون ونمک خوردیم...ازبچگی باهم بزرگ شدیم...تومثل داداشمی،وکیل شرکتمی...مثل چشمام بهت اطمینان داشتم....چرا؟؟؟چراداری بامن

اینکارو میکنی؟چرا پاگذاشتی روی خرخرم وداری خفم میکنی؟؟؟چرانامردشدی افتادی تو زندگیم؟؟؟

آرش:سامیاردرست حرؾ بزن ببینم چی میگی؟؟اگه از اون شب تو خونت دلت پره...باشه قبول دارم زیاده روی کردم....عذر میخوام دیگه مشکلت چیه؟؟؟

_پس چرا افتادی دنبال گرفتن طلاق آرام؟؟؟چرا توگوشش میخونی ولم کنه؟؟چراباهاش میگی ومیخندی ومنو داغ میکنی؟؟؟آرش من دوستش دارم بزاراشتباهم

رو جبران کنم... بزاربه من برگرده...سدم نشو...نمکدون نشکن...

آرش دستم رو از روی یقش پایین آوردوگفت:آره...چشمم دنبالش بود...دنبال طلاقش بودم اما تا وقتی که جلوم نایستاده بود...تو خیلی خوشبختی که زنی مثل

آرام با این عشق بزرگ کنارته...از روزی که پیشم اعتراؾ کرد که باتمام بدیهات دوستت داره وقصدجدایی ازت رو نداره خودم رو کنار کشیدم وبهش قول دادم


romangram.com | @romangram_com