#جنون_انتقام_پارت_131
مستخدمین از منو آرش پذیرایی کردن ومن اینبارحواسم رو جمع کردم که نوشیدنیم رو درست انتخاب کنم... برعکس پری که اصلا توقیدش نبودیاکتی که پیک
پشت پیک میزدوصدای خنده های مستانش از صدای بلندآهنگ هم بلدتر بود...سرم پایین بودوآرش سرش رو به طرفم خم کرده بودوتوگوشم ازمراجع کننده
دختری که بهش بد نخ میدادوسوتی هایی که جلوی آرش تابلوش میکردمیگفت ومن هم بی حواس به اطراؾ میخندیدم وازلفظ صحبتش به وجد اومده بودم....
بعدازکمی خوردن وخندیدن آهنگ لایتی پخش شد...چراؼهاروخاموش کردن ونورهای چرخون روروشن کردن که تمام محیط رورنگی ورویایی کرد.....همه
بصورت زوج وسط رفتن وباهم مشؽول رقص شدن...پدرام دست پری روگرفت وباهم وسط رفتن...اون وسط کتی هم از سامیار آویزون شده بودوخودش رو
تکون میداد...دست آرش که به سمتم دراز شدحواسم رو جمع کردمو بهش نگاه کردم...روبروم ایستادوکمی بطرفم خم شد دستش روبطرفم گرفت وگفت:لیدی
...افتخاریک دوررقص روبه من میدید؟؟؟
کمی تردید داشتم اما با دیدن دوباره کتی وسامیارقلبم مچاله شدوؼم رودلم نشست...چرابایدبه مردی وفادارباشم که باورم نکردوناپاک حسابم میکنه و برای جدایی
ازمن روزشماری میکنه وهنوزازمن جدانشده کسی روجام نشونده که بگه براش ارزشی ندارم...باصدای آرش ازفکربیرون اومدم وبهش چشم دوختم....
آرش:دستم خشک شد دختر...نمی خوای جواب بدی....
بی شک وتردیددستم وتودستش گذاشتمولبخندی به چهره ی خندونش زدم واز جا بلندشدم...باهم وسط رفتیم،آرش دست دورکمرم انداخت ومنو به خودش نزدیک
کرد...من هم دستام رو روی سینه نزدیک شونه هاش گذاشتم....سرم روپایین انداختم وهماهنگ باآرش خودم روتکون میدادم....آرش سرش روبه پایین خم کردو
کنارگوشم گفت:میشه ازت خواهش کنم حالا که داری با من می رقصی توی چشمام نگاه کنی؟؟؟
بااینکه خجالت میکشیدم اما سعی کردم به خواهشش عمل کنم...برای اینکه به خودم مسلط بشم گوشه ی لبمو از داخل به دندون گرفتمو سرم روبالا گرفتمو به
چشمهای خمارش نگاه کردم....باخودم فکرکردم این خماری چشماش حتما بخاطر خوردن زیاد نوشیدنی ومن بایدحواسم رو خیلی جمع کنم گرچه میدونم آرش
ازاون گروه مردای سودجو نیست....بالمس لبم بادست گرم آرش چشمام از ترس گردشدودرلحظه فکرهای منفی به ذهنم هجوم آورداما با حرفی که زدازفکر
مریض خودم خجالت کشیدم...
romangram.com | @romangram_com