#جادوی_چشم_آبی_پارت_165
عوض کرده بود،یه قدم مونده بود که به رودخونه ی یخ زده برسیم که از باند های کوچکی که برای رقص گذاشته
بودند صدای انگ زیبایی در امد..و دایان اومد جلوی من و دستاشو گرفت جلوی من،..داشت با لبخند شیطونی منو
نگاه میکرد! آهنگ شروع شد
,If you hear my song
Baby put your hands up
Let me lead you back with the beat of my heart
If you hear my song baby put your hands up
Just put your hands up, put your hands up
با خنده دستشمو گذاشتم توی دستش،ولی ناگهان اون دستمو محکم کشید و سر خورد روی یخ..یه لحظه کوپ
کردم!ولی بعد اروم اروم اسکی میکردیم...میچرخید و و سر میخورد.
0 8
Can you hear this boom boom boom boom boom
My heart is going boom boom boom for you
Can’t you hear this boom boom boom boom boom
My heart is calling, calling, calling
Can’t you hear this boom boom boom boom
..سرعتش اونقدر زیاد بود که باعث شد کلاه از سرم بیوفته و موهام در اومد..یادم میاد یه بار با دانی توی باشگاه
اسکی همینجوری میرقصیدیم..و اون از عمد کلاه منو برداشت و گفت-اینجوری موقع رقص زیباتر میشی..
Can’t you hear this boom boom boom boom boom
Boom boom boom boom boom
romangram.com | @romangram_com