#این_مرد_ویران_است_پارت_157
- حتی رویابافی هم عرضه میخواد و هوش!که من خوشبختانه دوتاش رو دارم!
سعی کردم اخم نکنم تا فکر نکند دارد روی مغزم دوی ماراتون میرود:
- کاش توی همین رشته ادامه تحصیل میدادی. . . معلومه مادرزادی توش مستعدی.
بحث را ماهرانه عوض کرد:
- من کلا آدم مستعدیم. . . رشته ات چیه؟
-ریاضی!
-خوش حال میشم اگه مشکلی داشتی بهم بگی. (چشمکی زد)من استاد رفع اشکال برای عقب مونده ها هستم!
دوست داشتم دهانش را ببندم و به هم بدوزم. نیشخندی زدم:
- شرمنده. . من عقب مونده نیستم میتونی دنبال شخص دیگه ای بگردی.
لبخندی یک وری زد:
- ولی من شک ندارم که تو محصل خوبی میشدی برام.
بی شعور!چشم های شادِ قهوه ایش روی اعصابم بود. خوشم نمیآمد همچین با شادی به این مردم آزاریاش نگاه میکرد. گفتم:
- شک داشته باش!
-میخوام برم لب ساحل. میای؟
تیز نگاهش کردم:
- الان دعوت کردی یا دستور دادی؟
ژستی به خودش گرفت:
- دستوری دعوت کردم.
بلند شدم و با لبخندی بی معنی گفتم:
romangram.com | @romangram_com