#این_مرد_امشب_میمیرد_پارت_175
با شيطنت نگاهش كردم و گفتم: رئيس
_ هوم؟
_ به منم بگو جانم خوب
_ نگفتم تا حالا؟
_ گفتى ولى كم
_ چه قدر لوس شدى جديدا !!! اصلا باور نميكردم ازين لوس بازيام بلد باشى
_ خوب منم باور نميكردم ١ روز باهم آشتى باشيمو بغلم كنى
_ دختر خوبى باشى همه كار واست ميكنم
_ خوبم ديگه
بعد دستم را گرفت و بالا آورد و به ناخن هايم خيره شد چشم هايش را ريز كرد و گفت:
_ اگه اينا رو مثلا جاى رنگ مشكى صورتى يا آبى ميكردى دختر خوب ترى بودى
_ هميشه گير ميدى
_ دوست ندارم تابلو باشى
_ همه همين جوورى ميكنن
_ شما همه نيستى
من مهم بودن را دوست داشتم...
romangram.com | @romangram_com