#این_مرد_امشب_میمیرد_پارت_172
معين در حالى كه به سمت اتاقش ميرفت گفت:
_ ديگه نميكنه
و اين يك دستور و هشدار بود!!
هنوز عمه شام را نكشيده بود كه تلفنش زنگ خورد
_ جانم مونا
------
_ نه خونه خودمم
-----
_ با باباش؟
-----
_ نه بيخود كرده بگو دايى گفت خودم ميام
----
_با قهر كردن نبايد ياد بگيره حرفشو پيش ببره
----
romangram.com | @romangram_com