#این_مرد_امشب_میمیرد_پارت_149

_ ازش فاصله بگير اين به نفع همه است



بعد دست در جيبش كرد و كاغذى را كف دستم گزاشت با كمال تعجب به سفته خيره شدم



_ هميشه كه تو نبايد جريمه شى اينم جريمه اون شب من حقت اونقدر كتك نبود اين اولين سفته اى كه پس گرفتى



_ من به اين احتياج ندارم

_ تو نه ولى عمه ات آره پاره اش كن اميدوارم بقيه رو هم بتونى يك به يك ازم بگيرى و پاره كنى فقط بايد برگردى سر كارت



به خاطر عمه به خاطر عماد به خاطر خودم سفته را پاره كردم رشته وابستگى ام به عماد هم پاره كردم عماد را هم مثل افى از من گرفت؟!



در حال سوار شدن بود كه صدايش كردم



_ معين نامدار بزرگ



توقف كرد:

_ قبول كردم اما نه فراموش ميكنم نه ميبخشم




romangram.com | @romangram_com