#هورزاد_ملکه_آتش_پارت_191


همه سرشون رو تکون دادن و حرفی نزدن. اوف!

1- تمام اتفاقات سرزمینتان را، به‌صورت گزارش ماهیانه، برایم می‌فرستید.

2- حق هیچ‌گونه سرپیچی از دستورات مرا ندارید! هرکس سرپیچی کند، مجازاتش مرگ است.

3- به هنگام خطر برای سرزمین هوان، تمامی سرزمینان متعهد باید کمک نظامی کنند.

4- هیچ‌یک از‌...

با صدای ملکه‌ی گلادیاتورها، بهش خیره شدم.

ملکه گلادیاتورها:«ملکه‌ی جوان، گمان نمی‌برید که قوانینتان بس سخت است؟»

با اخم نگاهش کردم. دیگه عصبی شده بودم. هی هیچی نمی‌گم! دهنم رو بازکردم و داد زدم و هم‌زمان با حرف زدنم، آتیش از دهنم می‌اومد بیرون:

-چگونه شما آن قوانین را نوشته بودید و می‌خواستید به من دروغ بگویید! حال این‌که با قوانین من مخالفت می‌کنید؟!

به همه‌شون نگاه کردم. توی چشمای تک تکشون ترس پیدا بود. دوباره بلند گفتم:

- حال هر کس به قوانینی که من گفته‌ام مخالف هست، همین الان این سالن را ترک کند.

همه‌شون، جز ملکه زرین، بلند شدن و می‌خواستن به سمت خروجی برن، که با حرفی که زدم، همه با بُهت سرجاشوننشستن .


romangram.com | @romangram_com