#هیچوقت_دیر_نیست_پارت_143
صورتش ناراحت شد و گفت: کی میری؟
-گفتند تو همین هفته خبرم می کنند.
-من دوستانی تو ایتالیا دارم اما آلمان... اگر کاری از دستم بر بیاد بهت میگم. ایمیلت رو بده.
من ایمیلم رو روی تکه کاغذی نوشتم و تلفن شایسته زنگ خورد. به صفحه اش نگاه کرد و گفت: باباست.
به سمت من گرفت و ادامه داد: خودت حرف بزن.
با بلاتکلیفی گوشی رو گرفتم و جواب دادم: سلام.
کسی حرفی نزد. گفتم: منم! وفا. کنار شایسته ام.
با صدایی که معلوم بود جا خورده گفت: چرا تو جواب دادی؟
-خودش خواست... در مورد منه.
-خب.
-آقای قادری! قراره این هفته از مرز رد بشم. من اینجا آینده ای ندارم، تازه اگر گیر پلیس نیفتم.
-...
romangram.com | @romangram_com