#هیچکسان_(جلد_سوم_حقیقت_رمانتیک_قتل)_پارت_167

داروین – یه نکته که درباره جن های مسلمون باید بدونی اینه که به قسم دادن خیلی حساسن.تا به یکی از ائمه قسم شون بدی حقیقتو بهت میگن.

- واقعا؟!

داروین – آره، شک نکن.من قبلا امتحان کردم.

- یه سوال هست که خیلی وقته ذهنمو درگیر کرده، باید حتما ازت بپرسم...

داروین – بگو..

- تو و حامی قبلا تونستین یکی از مخفیگاه های این یارو قاتل ِ رو پیدا کنین، درسته؟

داروین – آره خب...البته یه خرده دیر تونستیم پیداش کنیم.چطور؟

- چجوری تونستین این کارو بکنید؟ بعدم چرا دوباره این کارو نمی کنید؟! شاید با کمک هاموس تونستیم قال قضیه رو بکنیم!

داروین – حتما پلیس بهت گفته که چند تا از وسایل شخصی تو از لونه ی قاتله بیرون کشیدن...

- آره...

داروین – خب می دونی، من بعد یه مدتی با کمک حامی متوجه شدم که چند تا از وسایل خواهر من هم برده...البته برای فهمیدن این موضوع کلی زحمت کشیدم چون بابام منو توی خونه ش راه نمی داد، شب ها حامی منو یواشکی می برد خونه مون و اتاق خواهرمو می گشتم...بگذریم، خلاصه اینکه فهمیدم چند تا از وسایل خواهرم از جمله یکی از انگشترهاش نیست.حامی بهم گفت از طریق وسیله ای مثه انگشتر یا چیزای فلزیِ این چنینی میشه رد طرفو گرفت.ما هم ردشو گرفتیم اما متاسفانه وقتی به اونجا رسیدیم که دیگه طرف رفته بود.

- من دقیقا یه چیزی رو متوجه نشدم! چطور از طریق انگشتر و این چیزا میشه ردشو گرفت؟ بعد چطور الان نمیشه این کارو کرد؟!

داروین – ببین، چیزایی مثل انگشتر اگه یه مدت طولانی همراه یه نفر باشه، فکر و احساس صاحبش رو توی خودش نگه می داره.من یکی از انگشترهای خواهرمو به حامی دادم، با استفاده از اون تونست اون یکی انگشتر رو هم پیدا کنه.در واقع برای جن ها مثل یه ردیاب یا آهنربا عمل می کنه...می تونن اون جسم رو هر جای دنیا که باشه پیدا کنن.اما اینکه الان نمی تونیم پیداش کنیم به خاطر اینه که قاتل دیگه اون وسایل رو با خودش نداره...همه رو همونجا ول کرده و رفته.

- الان متوجه شدم... .مهرآب در مورد اینکه فلزات یه تیکه از روح آدمو به خودشون جذب می کنن بهم گفته بود.به نظرت وسایل شخصی ما به چه دردش می خوره؟!

romangram.com | @romangram_com