#حسی_مثل_دلتنگی_پارت_88


ميدونم رايانه اما با اين وجود ازجا بلند ميشمو به سمت آيفون ميرم و تصوير يک گلو ميبينم

گوشيه آيفونو برميدارم و با سليطه گري ميگم :

-گل توي سرت بخوره !نميخوام

صداي خنده اش مياد و پشت بندشم صداي دلنشينش

-حسابي توپت پره حسود کوچولو

-بايدم پر باشه اون گلو هم ور دار ببر بده به اون سوسک لنگ درازه بيريخته عملي

دستشو بالا مياره و قرقورت مشکي رنگي رو از توي آيفون نشون ميده و با لحن شيطوني ميگه :

-اينو چي ؟اينو هم ببرم بدم به اون سوسک لنگ دراز بيريخت عملي ؟

چشمامومحکم ميبندم تا هوس خوردن اون قره قروت خوشمزه رو نکنم با عصبانيتي ساختگي ميگم :

-قره قروت به اون ترشي رو اگه بدي به اون دختره اونوقت هيچي ازش نميمونه همه ي گوشتاش آب ميشه ديگه به دردت نميخوره .

خودت گفتي زن بايد يه پرده گوشت داشته باشه .

عوضش تا ميتوني بهش سيب زميني سرخ کرده و برنج بده اون وقت ظرف دوماه برات نقش تشکو هم ايفا ميکنه..

صداي خنده ي بلندش مياد ..

-باشه باشه فهميدم اينبار يه کم کارم سخته اما من راهشو بلدم

از جلوي آيفون کنار ميره ...با ديدن موتور بزرگ زرد رنگ بهت زده دستمو جلوي دهنم ميگيرم

رايان اينبار چشمکي ميزنه و ميگه :

-با يه موتور سواري سرعت دار چطوري ؟

مياي يا برم اون سوسک لنگ دراز بيريخت عمليو سوار کنم ؟


romangram.com | @romangram_com