#حسی_مثل_دلتنگی_پارت_209

درسته عاشق من نيست ، اما عاشق خواهرم که هست .

بهش خيانت نکرده .

آدم خوبيه .

اما الان ، ميبيني رايان ؟

نميبيني .

اي کاش مثل قديما محرمت بودم .

حتي اگه دوستم نداشتي ولي روي محرمت غيرت داشتي .

اي کاش الان ميتونستم سرمو روي سينه ي امنت بذارم و با بغض برات شکايت کنم .

از ميثم ، از سالار ...از نگاه هاي ترحم آميز

از اين بارون که هر لحظه بيشتر از قبل به جسم نيمه جونم حمله ميکنه .

نگاهي به آسمون گرفته ميکنم .

اونم مثل من هر لحظه گريه اش شدت ميگيره .

تاکسي کنارم مي ايسته .

انگار راننده تاکسي هم دلش به حال من ميسوزه

*درمانده که ميشوي ، نگاه تمامي آدمهاي شهر

عجيب دلسوز ميشود .

آدم درمانده نگاه دلسوز نميخواهد .

قبري ميخواد با کفني که چشمش را ببندد روي تمام نگاه هاي دلسوز .

حتي اگر آن نگاه ، نگاه پيرمرده سوار بر تاکسي زرد رنگ باشد *

romangram.com | @romangram_com