#حسی_مثل_دلتنگی_پارت_153

-اما من اون دختره احمقو توي وجودم چال کردم ، از اين به بعد حق نداري دورو بر من بپلکي .

ديگه تموم شد .

تو با آنديا خوشبخت باشو من ،

منم زندگيه جديديو براي خودم شروع ميکنم .

هرچند با نفرتي که از تو توي سينم دارم ممکنه يه کم سخت بشه .

اما من اين نفرتو ، هيچ وقت توي وجودم نميکشم .

اتفاقا هميشه آبياريش ميکنم تا ريشه اش توي وجودم خشک نشه .

من ، تا ابد از تو متنفر ميمونم جناب رايان اميري !

فکش قفل ميشه .

دندوناشو محکم روي هم فشار ميده .

دستش مشت شده و صورتش به قرمزي ميزنه .

به حالو روزش توجهي نميکنم.

پشتمو بهش ميکنم.

همون لحظه قطره ي اشکي ميچکه روي گونم

بي توجه از اتاق خارج ميشم .

از خلوتي راهرو استفاده ميکنم .

دستمو روي قلبم ميذارم و از خدا طلب صبر ميکنم .

اشکام جاري ميشن و صورتمو خيس ميکنن .

گوشه ي لبمو به دندون ميگيرم .

romangram.com | @romangram_com