#حسی_مثل_دلتنگی_پارت_111

به او، که عاشق او بوده‌ام‌، زيان برسد !

خدا کند فقط اين عشق از سرم برود

خدا کند که فقط زود آن زمان برسد

کارت از دستم روي زمين ميوفته ...

سرم پايينه به خاطر همين الهه متوجه حال خرابم نميشه با لحن خصمانه اي ميگه :

-امروز اون دختره نکبت کارتا رو آورد و بين همه پخش کرد عروسيشون نه روز ديگه است از همين الان شيپور گرفته به همه اعلام ميکنه .

گفت کارت تورو شخصا ميبره ...من فکر کردم تو خبر داري ...

کل بچه هاي شرکت از خشم سرخ شده بودن .

منوسحر که جاي خود داشتيم ...خوب تا ديروز تو و رايان نامزد هم بودين امروز کارت عروسيه رايان با يکي ديگه مياد ..

البته خود رايان نبود ...بعد از اينکه اون دختره رفت، اومد

همه يه جوري نگاهش ميکردن .

ازمن خواست برم توي اتاقش .

وقتي رفتم گفت اينجا چه خبره ؟منم نگاه بدي بهش انداختم

کارت عروسيتون به دست بچه ها رسيد اونم با يه دختر ديگه .

يهو صورتش سرخ شد.

نميدونم از عصبانيت يا از چيز ديگه اي دستاشو مشت کرد و گفت :

-کي آورد ؟

منم گفتم:

- نامزد عزيزتون ...

romangram.com | @romangram_com