#حسی_مثل_دلتنگی_پارت_103
بيشتر بود...
-رايان ؟
+بله ؟
-عه خوب بگو جانم ..
رايان: جانم عزيزم ؟
-به نظرت بچمون به من ميره يا تو ؟
رايان: نشستي لب دريا حسابي رفتي توي حس ها ...
-شد من يه بار يه حرفي بزنم تو مسخرم نکني ؟
رايان: باشه ببخشيد من تسليم .
-حالا بگو ببينم به من ميره يا به تو ؟
رايان: نميدونم اما دوست دارم دخترمون به تو بره !
-يعني ميخواي بگي دختر دوست داري ؟
رايان: اوهوم يه دختر شيطون و خوشگل مثل مامانش فقط موهاش فرفري باشه
خصمانه نگاهش ميکنم و با لحن عصباني ميگم :
-چشمو دلم روشن يعني موهاي منو دوست نداري ؟
رايان: عزيز دلم من ميميرم براي تموم وجودت موهات که جاي خودشو داره اما يه دختره بود ....
پريدم وسط حرفشو گفتم :
-دختره ؟ به ياد کدوم دختره ميخواي موهاي دخترمون فرفري باشه ؟
رايان: منظورم دختر بچه بود من هميشه دوست داشتم يه دختر با موي فرفري داشته باشم
romangram.com | @romangram_com