#حصار_تنهایی_من_پارت_1418


گفتم: دختر! تو شوهرم کردي، دست از اين جيگول بازيات بر نمي داري؟!

خنديد و گفت: شوهرم که از خودمم جيگول تره!

نگام کرد و گفت: خوب واسه آراد جونت تيپ مي زني!

- کي گفته من واسه آراد تيپ زدم؟!

- گفتن نمي خواد! همون روزي که اومديد خونه ی اميرعلي، آراد سر به سرت مي ذاشت و مي خنديد، شصتم خبردار شد که خبراييه!

با ترس و نگراني گفتم: کامليا به کسي نگيا؟!

با چشاي گشاد و ذوق زدگي گفت: واقعا؟!شما دوتام شدين مرغ عشق؟!

سرمو انداختم پايين و گفتم: آره!

بغلم کرد و گفت: مبارکه عزيزم. واقعا لياقت آرادو داري. ازنظر قيافه هم هيچي از دختراي اين مجلس کم نداري.

- ممنون!

آبتين اومد پيشمون و گفت: سلام... مي شه منم بدونم چی در گوش هم پي پچ مي کنيد؟!

گفتم: سلام آبتين خان... چيزي مهمي نبود. کامليا داشت از عشق افسانه ايتون برام تعريف مي کرد!

- جدي کامليا؟

romangram.com | @romangram_com