#حصار_تنهایی_من_پارت_1266
- بله؟
- کي اسمتو انتخاب کرد؟
- بابام. اسم مادرش بود.
- مگه ترکي؟
- نه، فقط مادر بابام ترک بود. باباش جنوبيه.
- آها! خودتم دختر جنوبي!
- بله!
- ولي اصلا بهت نمياد!
- يعني تو از قيافه تشخيص مي دي کي اهل کجاست؟
- نه، منظورم اينه که زيادي سفيدي. تصورم از دختراي جنوب، سياه يا سبزه ست.
- خب تصوراتتو درست کن! بهتره يه سر به جنوب بزني!
- چشم! معذرت مي خوام!
بعد چند دقيقه سکوت، به رستوران رسيديم. پياده شديم و رفتيم تو. يه آقايی اومد جلو، با آراد سلام کرد و به طبقه دوم راهنماييمون کرد. رفتيم بالا؛ خلوت تر و شيک تر از پايين بود. يه گوشه ی دنج، ميز دو نفره بود. همون جا نشستيم. مرده که رفت، گفتم: رزرو کرده بودي؟
romangram.com | @romangram_com