#حصار_تنهایی_من_پارت_1061


- تو فقط بلدي سوپ درست کني؟

- نه!

- جدي؟ يعني مي توني غذاهاي ديگه رو هم مثل سوپ، خوشمزه درست کني؟

- خب آره! مگه يادت نيست اون شبي که ميز پرهامو واژگون کردي، همه ی غذاي روشو خودم پخته بودم.

چيزي نگفت. فقط با تعجب به بشقابم نگاه کرد و گفت:

- من زخم معده دارم، تو چرا يواش يواش مي خوري؟

با قاشق با برنج بازي مي کردم. گفتم: از خورشت کرفس بدم مياد!

با خنده گفت: خب مجبوري بخوري؟

بشقابو جلوم برداشت: بيا اين شنيسلو بخور!

- آخه اين که براي شماست؟

- عيب نداره، بخور... من خورش کرفس دوست دارم.

بهش نمياد انقدر مهربون باشه. مي دونم اينا همش نقششه. نهارو با هم خورديم. يه چيز غير قابل باور!

وقتي ميزو جمع کردم، بردم آشپزخونه، خاتون گفت:

romangram.com | @romangram_com