#حصار_تنهایی_من_پارت_1023


- کم لطفي از ماست! شما به بزرگواري خودتون ببخشيد!

- اختيار داريد! اين چه حرفيه؟

- ميگم... کامليا امشب نمياد؟

- ازش خبر ندارم... يعني يکي دو هفته پيش اومد پيشم ... ديگه نديدمش.

- بخاطر کامليا اومدي؟

- آره... يکمي ديگه مي مونم، اگه نيومد مي رم.

خواستم چيزي بگم که يه دختري گفت:

- واي کت و شلوارشو نگاه! خيلي خوشگله! چقدر بهش مياد!

نگاش کردم. اين دومين باره که صورتشو شش تيغه کرده. واقعا بهش مي اومد. دستم درد نکنه! زشت بود با کت و شلوار من خوشگلتر شد! انگار حال و حوصله نداشت. با چند تا دختر پسر سلام عليک کرد و نشست. هنوز فرحناز نيومده بود. حتما داره براي آراد ناز مي کنه!

به آبتين نگاه کردم و گفتم: با من ديگه کاري نداريد؟

- نه،نه ...مي تونيد بريد!

چند قدم رفتم.

گفت: آيناز...

romangram.com | @romangram_com