#حجاب_من_پارت_192


ناراحت رفتم یه گوشه به دیوار تکیه دادم و سرمو انداختم پایین

هیچ صدایی نمیومد منم تو حال خودم بودم. از پنهانکاری خیلی بدم میومد محمد هم دقیقا دست گذاشته بود رو نقطه ضعفم

محمد_ زینب؟ از دست من ناراحتی؟

قلبم اومد تو دهنم. این اولینبار بود که اسممو بدون پسوند یا پیشوند میگفت به خداوندیه خدا اونقدر شیرین اسممو صدا کرد که اگه یه ذره هم ازش ناراحت بودم با همین یه کلمه از بین رفت

سرمو بلند کردم

لبخند زدم _ بخشیدم

اونم لبخند زد_ لطف بزرگی کردی اصلا دلم نمیخواد ازم دلخور باشی باشه؟

_ باشه

محمد_ در ضمن پول خونه هم شد 120 میلیون

_ چیی؟ 120 میلیون؟

محمد_ آره

_ پسش بده

محمد_ اا چی داری میگی؟

_ قیمتش زیاده پسش بده. میریم یه خونه ی کوچیک میگیریم

romangram.com | @romangram_com