#حجاب_من_پارت_174
زینب_ بریم
همزمان از جامون بلند شدیم.
_ببخشید فقط ...یه سوال؟
زینب_ چه سوالی؟
_ دیشب به خواستگارتون چه جوابی دادین؟ البته میدونم فضولیه ولی دلم میخواد بدونم
زینب_ منفی
از این حرف اونقدر ذوق مرگ شدم که انگار دنیارو بهم دادن.از خوشحالی داشتم پس میفتادم به خاطر همین فرارو بر قرار ترجیه دادم.
سریع رفتم درو باز کردم و کنار ایستادم
_ بفرمایید
زینب_ ممنون
تا رفتیم بیرون همه برگشتن سمتمون
مامان با هول_ چیشد؟
_ ایشون یک هفته مهلت خواستن که فکر کنن
تا گفتم یک هفته مامان دمغ شد. خوب میشناختمش خیلی عجول بود
romangram.com | @romangram_com