#حجاب_من_پارت_167
_ خواهش میکنم این چه حرفیه
با هم رفتیم بیرون
باباش_ چیشد؟ شیرینی بخوریم؟
علوی_ نه بابا جون. به توافق نرسیدیم
باباش_ یعنی چی پسر؟
علوی_ هیچی فقط ما برای هم ساخته نشدیم
مامانش از جا بلند شد گفت: خب پس ما دیگه مزاحمتون نمیشیم
باباش هم بلند شد_ بله بهتره بریم
هر سه تامون پشت سرشون رفتیم تا زمانی که دروازه بسته شد و رفتن
مامان_ زینب چی به پسره گفتی که یه دفعه اینجوری کرد؟
_ هیچی. از خانوادش خوشم نیومد و.....کامل همرو براش گفتم
.
.
محمد
romangram.com | @romangram_com