#هستی_من_باش_پارت_326
ـ من وقت ندارم. حوصله صبر کردنم ندارم.
با لحنی که در گذشته براش له له می زدم و البته الانم همین طوری هستم گفت:
ـ برات یه آهنگ می ذارم گوش کن تا من بیام....
و بعد یه کلمه ای رو زیرِ لب گفت. هر چی گوشام و تیز کردم نشنیدم، ولی با این فکر که شاید فحش داده زود روم و برگردوندم طرفش و گفتم:
ـ چی گفتی؟
ـ آهنگ گوش کن تا من بیام.
ـ نه آخرش.
ـ همین بود فقط.
ـ آره فحش دادی؟
بلند خندید و گفت:
ـ نه به جون تو.
دلم واسه این جور خندیدنش ضعف رفت، ولی همون طور عصبی گفتم:
ـ جون خودت چرا جون من و می گی؟ هر چی هم گفتی به خودت برگرده.
ـ باشه من که از خدام هست.
romangram.com | @romangram_com