#هستی_من_باش_پارت_323
ـ ما فقط برای ایمیلش پیغام می ذاریم درست هست مایکل؟
مایکل سرش و به علامت مثبت تکون داد. سارا گفت:
ـ ما که هیچ نشونی یا ایمیلی ازش نداریم. چطوری بهش ایمیل بدیم؟
مایکل با یه لبخند به من نگاه کرد. سامانم به خاطرِ این که من و نگاه نکنه سرش و انداخت پایین. تازه منظورشون و فهمیدم. من مدت ها پیش یه برنامه ای با کمک یکی از استادام درست کردم که اگه اسم و فامیل کسی رو توی برنامه بزنی خیلی راحت برات ایمیل و تمام مشخصاتش و پیدا می کنه و می تونی خیلی راحت براش ایمیل ارسال کنی بدونِ این که متوجه بشه که کی براش ایمیل ارسال می کنه. تنها در صورتی متوجه می شه که اونم از این برنامه ها داشته باشه. من این موضوع رو چند وقت پیش بهشون گفته بودم. گفتم:
ـ یعنی من الان باید براش ایمیل بدم؟
مایکل چشماش و به علامت آره بست و باز کرد.
ـ ولی.... آخه.... آخه.... اصلا چی بنویسم براش؟
سامان گفت:
ـ فقط یکی از فیلمای کارت رو بذار و با ایمیل پرسل براش ارسال کن.
خوشحال شدم که سامان این دفعه داره با خودم حرف می زنه، ولی به روی خودم نیاوردم. مایکل گفت:
ـ آره همین خوبه زود باش براش بفرست. برده وقتی این پیغام و بخونه بدونِ توضیحی پرسل رو به قتل می رسونه.
زود دست به کار شدم و بعد از یک ساعت پیغام برای برده ارسال شد.
مایکل:
ـ هر موقع پرسل یا شارل باهاتون تماس گرفتن نمی گین که کارت ها رو کپی کردین. به بقیه هم خودم می گم فقط حواسمون باشه. به بقیه قضیه این فیلما رو نگیم. فقط بگیم نتونستیم رمز گشایی کنیم و کارت ها رو دادیم به پرسل.
سامان:
romangram.com | @romangram_com