#هستی_من_باش_پارت_321
سامان:
ـ خب کیه؟
ـ اگه اشتباه نکنم برده، برده یکی از دوستای پرسل هست. پرسل اون روز که من برده رو دیدم هیچ حرفی نزد که رییسِ دارندگان کارت ها این هست. صد در صد یه برنامه ای داره.
من که هنوز توی شوک بودم نگام افتاد به سال فیلم برداری.
ـ بچه ها این فیلم واسه سال دو هزار و ده هست. یعنی دو سال پیش.
سارا:
ـ برو کارت های بعدی رو هم باز کن ببینیم توش چیه.
همین کار و کردم و کارت های بعدی رو هم باز کردم. بالاخره بعد از نگاه کردن کل کارت ها فهمیدیم قضیه از چه قرار هست. مثلِ این که پرسل با برده دوست بودن. اینا یه گروهی بودن که ضد رییس جمهورشون بودن. حالا نمی دونم این وسط چی می شه که پرسل با برده از هم جدا می شن. برده توی کارت آخر گفت که این کارت ها نباید به هیچ وجه دست پرسل برسه. گفت که اگه به دست پرسل برسه اون این نقشه رو عملی می کنه و سازمان تمام این کارها رو به نفعِ اون می زنه. یعنی پرسل می خواسته از کارت ها کپی بگیریم و بدیم بهش تا کارش و انجام بده. با صدای سامان به خودمون اومدیم
سامان:
ـ پس چرا تا الان این نقشه اجرا نشده؟
مایکل:
ـ حتما مشکلی توی کار بوده وگرنه باید تا الان این نقشه اجرا می شد. فقط توی یه چیزی موندم که اونم این هست که این سازمان چیه؟
ـ شاید یه سازمانی هست که ضد رییس جمهورشون هست یا شایدم.... نمی دونم، ولی هر چی بوده باید خیلی براشون مهم باشه که همچین کاری دارن می کنن.
سارا:
ـ حالا باید با این کارت ها چی کار کنیم؟ بدیم به پرسل یا نه؟
romangram.com | @romangram_com