#هستی_من_باش_پارت_204


ـ پس ساکت شو.

ـ اَه تو عمرت فقط همین یه کلمه رو یاد گرفتی؟ هی ساکت شو ساکت شو می کنی.

جوابم و نداد و رفت دوباره رو صندلی نشست و دستش و گذاشت رو سرش و دوباره شروع کرد به فکر کردن.

بعد از چند ثانیه گفت:

ـ ببین تنها راهی که می تونه سربازِ رو بیاره تو کلبه این هست که.... این هست که ببین ما باید تحریکش کنیم.

ـ یعنی چی؟

ـ یعنی این که.... اصلا پاشو بیا این جا.

بعد اومد سمتم و دستم و گرفت و بلندم کرد و من و برد سمت گوشه ی در و گفت:

ـ ببین ما یه ذره عشق بازی می کنیم. این از سر و صدامون می یاد این جا.

زدم زیرِ خنده. جلو دهنم و گرفت.

ـ عشق بازی؟ یعنی چی کار کنیم؟

ـ یعنی این که معاشقه کنیم.

ـ معاشقه؟

ـ لابد نمی دونی چیه؟


romangram.com | @romangram_com