#هستی_من_باش_پارت_182


ـ باشه. به آینا هم من خبر می دم تو هم به سارا خبر بده.

ـ باشه بای.

ـ بای.

وای خداجون بازم مثلِ گذشته. هر چهار نفر. مثلِ دوران اول دانشگاه. ای کاش زودتر فردا بشه. یعنی قضیه ازدواجم و بهش بگم؟ نه نمی گم. به آینا هم می سپرم نگه. هر چند آینا با این که بی بی سی هست، ولی وقتی حرفی رو بهش می زنی اگه بهش بگی خصوصی هست بمیره هم از دهنش بیرون نمی یاد. سارا هم که فکر کنم بگه. وقتی رسیدم خونه چراغا خاموش بود. رفتم توی اتاقم و در و محکم کوبیدم. زود در و قفل کردم که یه موقع سر و کله اش پیدا نشه. بعد از اس ام اس دادن به باربد و قرار با سارا خوابیدم.

رژم و پررنگ تر کردم و دوباره به خودم تو آینه نگاه کردم. یه شلوار لی کوتاه آبی با کمربند صورتی و یه بلوز رو نافی بنفش و پالتو کوتاه شیریی که از پاریس خریدم و پوشیدم. پوتینای مشکی تا بالای زانوم رو پوشیدم. آماده ی آماده بودم. یه اس ام اس به باربد دادم که من حاضرم. دوباره تو آینه خودم و نگاه کردم. آرایشم خیلی غلیظ بود. اشکال نداره یه بار هست بابا. صدای بوقِ ماشین نشون از اومدنِ باربد رو می داد. زود درِ اتاقم و باز کردم و زدم بیرون. سامان توی اتاقش بود یا شایدم خونه نبود. نمی دونم ازش خبر ندارم. زود درِ خونه رو باز کردم و از خونه زدم بیرون. باربد با ماشینِ خوشگلش دم در بود. رفتم سمتشون.

ـ وای باربد.

هر دو هم دیگه رو بغل کردیم. باربد بلندم کرد.

ـ وای باربد تو هنوز این اخلاق گندت و ترک نکردی؟ پس فردا خواستی پدر زنت و بغل کنی همچین کاری می کنی؟

ـ نه این کار فقط مخصوص خانماست.

ـ آهان پس با مادر زنت این کار و می کنی؟

ـ شاید.

سارا و آینا هم از ماشین اومدن بیرون. با اونا هم احوال پرسی کردم. بالاخره راه افتادیم. توی ماشین باربد هی فک می زد. مخم و برد. باربد چندتا بدی داره اینا رو ترک کنه می شه یه مرد خوب. اولیش همین پرحرفیش هست که اگه نخوای بهش یاد آوری کنی تا فردا هم حرف می زنه. دومیش این هست که کنس هست خیلی گیره. سومیشم خیلی دخترباز هست. در واقع باربد وقتی اومد آمریکا از خود بی خود شد. روز اول تو دانشگاه سرش پایین بود، ولی آخرین روز تو دانشگاه به جای این که سرش پایین باشه رو دخترا بود. اون قدر وضعش ناجور هست که حتی زبونِ فارسی رو یادش رفته. به قول خواهرم، درسا به این طور آما می گن غربی زده. هـــه!

ـ راستی هستی تو چندتا داری؟

باربد بود.


romangram.com | @romangram_com