#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_97


-خوش میگدره خانم

مثل خودش داد زد تا صداشو بشنوه-خیلی

-معلومه منو گرفتی تو بغلتچی بهتر از این؟

دندونشو روی کمر میلاد فشار داد-ای نکن چته تو؟

فشار دندونشو بیشتر کرد



به دستش توی دست میلاد نگاه کرددستشو تاپ میداد جلو عقبمیلاد میگفت زشته نکنولی اینجوری دوست داشتخوشحال بودخیلی خوشحال بودفردا تولد میلاد بوددیروز بهش گفته بود بیا شیرازقبول نکرده بود گفته بود کارم زیادهازش پرسیده بود امتحانت ساعت چندهحوزه ی امتحانتون کجاستفکر میکرد میخواد بحثو عوض کنه تا بیشتر بهونه ی اومدنشو نگیرهبه صورت میلاد نگاه کردیه کم ته ریش داشتعینک و کلاه نقاب دار مشکی زده بودتی شرت سبز یشمی پوشیده بود بهش میومدمیدونست مردش سبز یشمی خیلی دوست دارهبماند که همیشه میگفت سبز و قبول نمیکرد به این سبز میگن یشمیمیگفت سبز سبزه دیگهچمنی و یشمی و اسمونی نداره!!میلاد دستشو فشار دادخندیدصدای بلند خندید-هییس!پگاه خودمون زیادی تو چشیم انقد با خنده های بلند جلب توجه نکن

-وا چرا توچشیم؟

دستشو دوباره فشار داد-یه نگاه به خودمو خودت کنبا این ابهت دست یه دختر بچه ی دبیرستانیو با کوله و کفش و کلاه زرد گرفتم اومدم کوه

خندید-ابهتو خوب اومدیچرا انقد گنده ای تو؟

romangram.com | @romangram_com